السيد الخميني

89

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

گناه آنها ، گناه اين اشخاصى كه به قول شما مجرم سياسى هستند ، اين است كه در مقابل ظلم تو ، در مقابل اختناق همه جانبهء تو گفتند كه آقا چرا ، چرا مردم را اين طور اسير مىكنى ؟ در مقابل خيانتهاى تو مىگويند چرا به امريكا تو همه چيز ما را دادى ؟ كسى كه اين « چرا » را دارد مىگويد ، مىگويد آزادى به ما بدهيد ، مىگويد استقلالْ ما مىخواهيم ، مملكت مىخواهيم مال خودمان باشد ، نمىخواهيم مملكت مال ديگران باشد ، مىخواهيم آزاد باشيم ، مىخواهيم مطبوعاتمان آزاد باشد ، مىخواهيم راديو و آلات تبليغىمان آزاد باشد ؛ اين جرم است كه اينها را گرفتيد و حبس كرديد و از زندگى اينها را انداختيد ؟ حالا جوانىشان را از بين برديد ، سلامتىشان را از بين برديد ، حالا اسمش را « عفو » مىگذاريد ؟ ! بىفايده بودن توبه شاه توبه هم بكنيد ديگر فايده ندارد . توبه بايد با موازين باشد ؛ مگر خداى تبارك و تعالى همين طورى توبه قبول مىكند ؟ ! حق الناس را خدا قبول نمىكند تا ادا نشود ؛ تا اينكه ادا نكنى . تو حق الناس را قدرت دارى كه ادا بكنى ؟ ! قدرت اين را دارى كه يك دانه حبسى را كه ده سال در حبس بوده و جوانىاش از بين رفته در حبس ، تو قدرت اين را دارى كه جبران اين را بكنى تا توبه بكنى ؟ ! توبه يعنى چه ؟ نمىتوانى توبه بكنى . قابل اين نيستى قبول بكند خداى تبارك و تعالى توبهء تو را . ولى توبهء حق الناس است ديگر ؛ حق ناس را خدا نمىبخشد به مردم . اگر شما نتوانستى كه يكى از اينهايى كه آن طور زجر كردى ، آن طور اره كردى پايشان را ، سوزاندى پايشان را ، پايشان را توى روغن داغ كردى ، روى صفحهء - نمىدانم - فلزى خواباندى و برق را متصل كردى ، كباب كردى مردم را ، اگر تو توانستى جبران بكنى ، يكى از اينها را جبران بكنى ، آن وقت بگويى كه اشتباه كردم بياييد ديگر ببخشيد ! تو بعدها ديگر از اين اشتباهها نمىكنى ؟ خوب راست مىگويى اين را حالا ؟ ما قطع نظر از اين هم كرديم ، درست مىگويى تو ؟ صحيح مىگويى ؟ ديگر اين اشتباهات را